از ۹ سالگی تا حالا از اینها نگفته بودم !!!!!
دلتنگی
در این سوز سرد دلتنگی
کجایی آفتاب بی تابی من ؟
بیا بیا که بی تو سخت دلگیرم .
خودم !
************
کدامین ؟
به کدامین گناه عاشق می شویم ؟
به کدامین گناه تنها می شویم ؟
من نبودم
قلبم بود ؟
خودم !
************
تنهایی
افسوس که خنده هایم به سبک سری
نگاه عاشقانه ام به هرزگی
عرضه عشقم به ساده لوحی
صداقتم به نادانی
تعبیر شد
دریغ که خودداریم به بی احساسی
حجب و حیایم به مکاری
دست برداشتنم به بی ثباتی
تعبیر شد .
همین است که سالهاست تنهاییم را به جان سفارشه ام .
خودم
*************
بهانه
از ازل سهم هم بوده ایم
یک روح در دو کالبد
فاصله ها
تقدیر
پایبندی ها
همه بهانه اند
حتی اگر مرگ تنها را ه رسیدن مان باشد .
خودم !
*****************
تعلق
دلگیریم از رفتنت نیست
برو
ما جدایی ناپذیریم
دلگیریم از بی باوریت است که
تعلقمان را باور نکردی .
خودم !
برچسب:
نویسنده: آوا موسویپور