چشمهایش / بزرگ علوی
واقعیتش خودمو ادم سختی کشیده و سرد وگرم چشیده ی نمی دونم که قضاوتی بکنم ولی یک چیز هایی دیدم که می دونم تغییر بیرونی بعضی وقتها سخت تر از تغییر درونیه و نشونه اینه که :
اولا درون درسته! یعنی وجود اعتماد به نفس واقعی که همیشه مورد تحسین من بوده . اطمینان به خود از اون واقعی هاش نه از اون کاذب ماذبهاش که با یه باد از بین می ره . از اونهایی که نیازی به ابرازش نداری ولی اونهایی شبیهند یا اندک درکی دارند خوب می فهمندش و براش احترامی قائلند که نگو و نپرس .
دوما وجود شهامت !اره. تو این دور و زمونه که آدمها عقلشون به چشمشونه ،شهامت می خواد که استحکام درونت رو با تغییر بیرونی به نمایش بداری و برات مهم نباشه ملت چی می گن . و نشونه اینه که از به وجود امدن تغییر نمی ترسی و یا اصلا تغییر رو خیلی وقته در خودت به وجود اورد ی از نمایشش نمی ترسی . واقعا وقتی همه در حال خرد بینی و ذره بینی و تفسیر هر حرف و حرکت و...... هستند این که با سر شیرجه بزنی تو یک تغییر بیرونی ؟ شهامت می خواد .
سوما خود خودبودن! یعنی دیگه از سد این قوانین و قراردادهای اجتماعی که سنت عرف دین یا هر کوفت دیگه ای به ما تحمیل می کنه امدی بیرون .اولین برات خودته و.....یا خودت و خواست خودت مهمترین چیزه . واقعیتش گاهی وقتها خیلی از ما فکر می کنیم که خودمونیم ولی در مواقعی آنچه هستیم که دیگران از ما می خواهند . منظور من بی اعتنایی به اخلاق یا اصول تعریف شده اجتماعی نیست . اصلا . بلکه بیرون امدن از این قوانین یا باید نباید ها یا مخلص کلام اخلاق اجتماعی و رسیدن به اخلاق فردیه *که هم باارزش تره و هم درست تر . یعنی دیگه در انجام هر کار اول خودتو در نظر میگیری و منافع و علایقتو و بعد اطرافیانتو و با کمترین اسیب به دیگران بهترین مسیر رو انتخاب می کنی . یا در حقیت او نجور که خودت می خوای زندگی میکنی .زیستن واقعی یا خود زیستن .که..... عالیه.
چهارما :سخت نگرفتن . هر چیزیو (عمل یا حرف )رو جدی نگرفتن .همین. که من این یکی رو واقعا دوست دارم .
واین نوشته تقدیم به خودشه .......بزن لایکو به افتخارش ( به قول فیس بوکی ها )!!!!!
*اخلاق فردی رو شاید بشه به وجدان تفسیر کرد .نمی دونم . علی رغم فشار و تبلیغ ودستور العمل های دینی وسنت و...... چرا انقدر دروغ وفسادو..... در جامعه ما زیاده . شاید علتش اینه که جامعه سعی در اصلاح افراد داره نه افراد سعی در اصلاح جامعه . به نظرم با زور تمایلات اصلاح نمی شوند .زیر پوستی می شوند و..... من شخصا فکر می کنم همه ما باید خوب و بد خودمون راداشته باشیم که حتما هم نسبیند و بازمان و مکان فرق می کنند.و اصل هر چیزی فرای تمامی قواعد اجتماعی خود ما هستیم که درست یا غلط رفتارمون رو تعیین میکنیمتازه اونم نسبی.اقدام با در نظر گرفتن میزان تمایل خودت +توابعش..... بهترین شیوه برای زندگیه .
برچسب:
نویسنده: آوا موسویپور